تبليغاتX
متن آهنگ

متن آهنگ

آهنگ در خواست بده متنشو می گذاریم

حقیقت داره دلتنگی

دلیل اینکه آرومم امید لمس دستاته
همین لبخند پنهانی کنار لحن گیارته
دلیل اینکه تنهاییم همین دستایه تنهامه
همین دنیای تاریکم همین تردید چشمامه
شبیه حس قدیمام دچار شک وبی رنگی
من ارومم توتنهایی حقیقت داره دلتنگی
لا لا لا لا

هنوزم میشه عاشق شد هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه هنوزم عشق محکومه
لا لا لالا

تو دلگیری نمی دونی چه رویایی به من دادی
اگه فکر می کنی مردم برو رد شو تو آزادی
نمی دونی چقدر شخته تو پشت نبض دیواری
نمی دونم تو این روزا چه احساسی به من دادی
شبیه حس قدیمام دچار شک وبی رنگی
من ارومم توتنهایی حقیقت داره دلتنگی
لا لا لا لا

نه اینکه سرد ومغرورم نه اینکه دور از احساسم
بزار دست دسم باشه بزار رویا رو بشناسم
تمام شهر خوابیدن من از فکر تو بیدارم
یه روز می فهمی از چشام چه احساسی به تو دارم

شبیه حس قدیمام دچار شک وبی رنگی
من ارومم توتنهایی حقیقت داره دلتنگی
لا لا لا لا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:7  توسط xxx  | 

دنیا

دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بیرون بریم...چرا تو دنیا واستیم؟

بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
اونجا که ماه می خنده، بی فروغ نیست

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه


دنیا حساب کتاب داره، نخواستیم
سوال بی جواب دره، نخواستیم

غصه داره، عذاب داره، نخواستیم
این همه پیچ و تاب داره، نخواستیم

دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بیرون بریم...چرا تو دنیا واستیم؟

بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
اونجا که ماه می خنده، بی فروغ نیست

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه

بهت میگن سر به هوا کجایی
از این وری یا اهل اون ورایی
سر به هوا بودن تو دنیا بد نیست
چشمای ما دروغ دیدن بلد نیست

میگن که دنیا رو قفس کشیدی
بهت میگن ترسیدی پس کشیدی
بذار بگن، ما اهل دنیا نیستیم
ما همه پرتیم، ما تو اینجا نیستیم

دنیا ما رو نخواست، ما هم نخواستیم
نخواستیم

بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
دروغ نیست

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه

اونجاییکه بی منته زمونه
زندگی رو می سازیم عاشقونه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:5  توسط xxx  | 

مُسری

چقد خوبه که تو هستی
چقد خوبه تو رو دارم
چقد خوبه که از چشمات
می تونم شعر بردارم

تو که دلواپسم میشی
همه دلواپسیم میره
شاید این واسه تو زوده
یا شاید واسه من دیره

واست زوده بفهمی من
چرا آواره ی دردم
واسم دیره از این خلوت
به شهر عشق برگردم

واسم دیره پشیمون شم
چه خوبه با تو شبگردی
واست زوده بفهمی که
چه کاری با خودت کردی

لا لا لا، لا لا لا
لا لا لا، لا لا لا

نه اینکه بی تو ممکن نیست
نه اینکه بی تو می میرم
به قدری مُسریه حالت
که دارم عشق می گیرم

همه دلشوره م از اینه
که عشق اندازه ی آهه
تو جوری عاشقی کن که
نفهمم عشق کوتاهه

واست زوده بفهمی من
چرا آواره ی دردم
واسم دیره از این خلوت
به شهر عشق برگردم

واسم دیره پشیمون شم
چه خوبه با تو شبگردی
واست زوده بفهمی که
چه کاری با خودت کردی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:4  توسط xxx  | 

بی کسی

دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی؟

دل من مونده رو دستم، دلی که
همه ی دار و ندار آدمه
کاش یکی از ته دل به من بگه
عاشق این دل صاف و سادمه

دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی؟

آخه من چیز زیادی نمی خوام
یه نوازش، یه نگاه مهربون
یکی که خودش باشه تا بتونیم
واسه همدیگه بمونیم هر دومون

دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:3  توسط xxx  | 

کاش عاشقت نمی شدم

فرصت ما تموم شده
باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو
کدوممون مقصریم

خاطره ها رو یادمه
لحظه به لحظه، مو به مو
هیچی رو یاد من نیار
اونقد خرابم که نگو

بد بودم و بدتر شدم
میرم با پاهای خودم
میرم نمی دونم کجا
آخ...کم آوردم به خدا

دلگیرم از دست خودم
کاش عاشقت نمی شدم
هر جوری می خواستم نشد
از غم یه ذره م کم نشد

من موندم و تنهاییام
از دنیا هیچی نمی خوام
عاقبت منو نگاه!
اشتباه پشت اشتباه

هر روز عاشقتر شدیم
تو عشق خاکستر شدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم

فقط گریه، فقط عذاب
صد تا سوال بی جواب
نه من، نه تو، از عاشقی خیری ندیدیم

دلگیرم از دست خودم
کاش عاشقت نمی شدم
هر جوری می خواستم نشد
از غم یه ذره م کم نشد

من موندم و تنهاییام
از دنیا هیچی نمی خوام
عاقبت منو نگاه!
اشتباه پشت اشتباه
فرصت ما تموم شده
باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو
کدوممون مقصریم

خاطره ها رو یادمه
لحظه به لحظه، مو به مو
هیچی رو یاد من نیار
اونقد خرابم که نگو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:2  توسط xxx  | 

خواب و بیداری

تو رو دیدم نفسم بند اومد
دل من یکدفعه یک حالی شد
نمی دونم که هوا سنگین بود
یا زمین زیر پاهام خالی شد

من به چشمای خودم شک کردم
این همه میشه مگه زیبایی؟
مثل تو وقتی تو خوابا هم نیست
نمیشه حتی بگم رویایی
نمیشه حتی بگم رویایی

به خودم اومدم و حس کردم
تو بهشتم اما این دنیا بود
تو زمان گم شدم و هر لحظه
مث یه خاطره از فردا بود

من هنوزم به چشام شک دارم
تو هنوزم با منی، اینجایی
اگه بیداریه من دیوونه م
اگرم خوابه که تو رویایی

من به چشمای خودم شک کردم
این همه میشه مگه زیبایی؟
مثل تو وقتی تو خوابا هم نیست
نمیشه حتی بگم رویایی
نمیشه حتی بگم رویایی

من به چشمای خودم شک کردم
این همه میشه مگه زیبایی؟
مثل تو وقتی تو خوابا هم نیست
نمیشه حتی بگم رویایی
نمیشه حتی بگم رویایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:1  توسط xxx  | 

خودت خواستی

خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بُریدی
خودت خواستی که من اینجور باشم

خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی نمیشه کاری ام کرد
می دیدم دارم از چشمات می افتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم

برام بودنِ تو بازی نبود و
به این بازی دلم راضی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم

برات بودنِ من کافی نبود و
حقیقت اینکه می بافی نبود و
دارم دق می کنم از درد دوری
می خوام مثل تو شم، اما چه جوری؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 21:1  توسط xxx  | 

دارم میام پیشت

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

جاده چه همواره، هوا چقد صافه
شب داره موهای، سیاشو می بافه

فقط تو می فهمی، امشب چه خوشحالم
از این خوشی لبریز،‌ رویاییه حالم

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

امشب تو هم مثل، خودم چه بیتابی
از شوق این دیدار، اصلا نمی خوابی

از اینور جاده، تا اونور جاده
میام آخه چشمات، وعده بهم داده

میام که باز دستات، رفیق دستام شه
دوباره تو عمق، نگاه تو جام شه

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

دارم میام پیشت، جاده چه همواره
هوا چقد بوی، عطر تو رو داره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 20:58  توسط xxx  | 

نمی دونم

از این زندگی خالی
منو ببر به اون سالی
که تو اسممو پرسیدی
به روزی که منو دیدی

به پله های خاموشی
که با من روبرو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری

منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه
به اون ترانه ی شادی
که تو یاد من افتادی

به احساسی که درگیره
به حرفی که نفسگیره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع

منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

از این دوری طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی

منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی

منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 20:57  توسط xxx  |